طلا تحت فشار تورم


کنفرانس برتون وودز

فصل خزان بازار طلای جهانی شروع شده است؟

قیمت طلا امروز پنج‌شنبه تحت فشار کاهش یافت، زیرا دلار نزدیک به اوج اخیر در بحبوحه نزول فدرال رزرو آمریکا در نوسان بود، در حالی که سرمایه‌گذاران محتاط نیز منتظر اقدام بانک مرکزی اروپا در مورد نرخ‌ها بودند.

به گزارش اخباربانک، بهای هر اونس طلا تا ساعت ۷ و ۳۶ دقیقه صبح به وقت شرقی با ۲.۵ درصد کاهش به ۱۷۱۵ دلار و ۴۰ سنت رسید و قیمت طلا در بازار معاملات آتی آمریکا با ۰.۱۵ درصد کاهش نیز به ۱۷۱۶ دلار و ۴۰ سنت رسید.

شاخص دلار ۰.۱ درصد رشد کرد و بالاترین سطح دو دهه‌ای در جلسه قبل چندان دور نشد. مقامات فدرال رزرو روز چهارشنبه گفتند: در اظهاراتی که تداوم افزایش نرخ بهره تهاجمی بانک مرکزی را تشدید می‌کند، هنوز متقاعد نشده‌اند که بدترین ترس از تورم ایالات‌متحده گذشته است.

انتظار می‌رود بانک مرکزی ایالات‌متحده در نشست سیاستی خود در ۲۰ تا ۲۱ سپتامبر نرخ بهره خود را ۵۰ یا ۷۵ واحد پایه دیگر افزایش دهد.

گزارش فدرال رزرو در روز چهارشنبه نشان داد که فعالیت اقتصادی ایالات‌متحده در ماه جولای تا اواخر اگوست بدون تغییر باقی مانده است، اگرچه شرکت‌ها گزارش دادند که کمبود نیروی کار و فشار قیمت کاهش یافته است.

تمرکز بر نشست بانک مرکزی اروپا خواهد بود، جایی که به طور گسترده انتظار می‌رود بانک مرکزی در روز پنجشنبه نرخ‌های بهره را ۷۵ واحد پایه افزایش دهد تا با تورم مقابله کند.

به نقل از رویترز، چین در پایان ماه اگوست ۶۲.۶۴ میلیون اونس تروی طلا را در اختیار داشت که نسبت به پایان ماه جولای تغییری نداشت. ارزش ذخایر طلای این کشور از ۱۰۹.۸۴ میلیارد دلار در پایان ماه جولای به ۱۰۷.۴۹ میلیارد دلار در پایان ماه اگوست کاهش یافت.

در بازار سایر فلزات ارزشمند، بهای هر اونس نقره با ۰.۴ درصد کاهش به ۱۸.۴۳ دلار رسید، پلاتین ۰.۳ درصد کاهش یافت و به ۸۶۳.۷۱ دلار رسید و پالادیوم با ۰.۷ درصد کاهش به ۲۰۲۹ دلار و ۲۳ سنت رسید.

تورم چیست و چه تاثیری بر بازارهای مالی دارد؟

تورم چیست؟

تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چه چیزی باعث افزایش قیمت کالاها و خدمات ضروری می‌شود؟ در یک کلمه می‌توان پاسخ داد: تورم. ارز تودی در این مقاله به شما در درک بهتر تورم، تاثیر تورم بر دارایی و انواع بازارهای مالی و همچنین حفظ ارزش سرمایه کمک می‌کند.

تورم چیست؟

تورم (Inflation) فرایندی است که طی آن ارزها ارزش خود را از دست می‌دهند و باعث افزایش قیمت کالاهای مصرفی می‌شوند؛ به عبارتی ساده‌تر قیمت کالاها و خدمات در یک دوره زمانی افزایش پیدا می‌کند. برخی اقتصاددانان بر این باورند سطحی از تورم برای اقتصاد می‌تواند خوب باشد و تقریبا روندی عادی است.

تورم بالا می‌تواند قدرت خرید را کاهش دهد، یعنی ارزش پول شما کاهش می‌یابد؛ به عنوان مثال با مبلغی که امروز می‌توانید یک همبرگر خریداری کنید، سال آینده احتمالا نمی‌توانید با همان قیمت قبلی همبرگر بخرید. به طور خلاصه تورم باعث فقیرتر شدن می‌شود!

چه عواملی بر تورم تاثیر می‌گذارد؟

اقتصاددانان در مورد عواملی که باعث تحریک تورم در هر زمان می‌شوند اتفاق نظر ندارند، اما به طور کلی سه دسته برجسته وجود دارند: تورم ناشی از فشار هزینه، تورم ناشی از فشار تقاضا و تورم ذاتی.

عوامل موثر بر تورم

تورم ناشی از فشار هزینه ( Demand-Pull inflation)

تورم ناشی از فشار هزینه در نتیجه‌‌ی عوامل طرف عرضه اتفاق می‌افتد؛ در حالی که هیچ افزایشی در تقاضای کلی وجود ندارد، قیمت‌ها به دلیل مواردی مثل هزینه‌های تولید بالاتر و هزینه‌های زیاد برای مواد خام و نیروی کار افزایش می‌یابد.

تورم ناشی از فشار تقاضا ( Cost-Push inflation )

تورم ناشی از فشار تقاضا زمانی اتفاق می‌افتد که تقاضای کل در یک اقتصاد خیلی سریع افزایش پیدا کند. اگر بانک مرکزی عرضه پول را بدون افزایش متناظر در تولید کالا و خدمات به سرعت افزایش دهد، ممکن است فشار تقاضا رخ دهد؛ یعنی تقاضا از عرضه پیشی گرفته و منجر به افزایش قیمت‌ها شود.

زمانی که پول بیشتری در دسترس افراد باشد، احساسات مثبت مصرف‌کننده منجر به مخارج بالاتر می‌شود و این افزایش تقاضا قیمت‌ها را بالاتر می‌برد. این موضوع، شکاف تقاضا و عرضه با تقاضای بالاتر و عرضه کمتر ایجاد می‌کند که منجر به افزایش قیمت‌ می‌شود.

تورم ذاتی ( Built-In inflation )

تورم ذاتی با انتظارات تطبیقی ​​مرتبط است، به عبارت ساده‌تر مردم انتظار دارند نرخ تورم فعلی در آینده ادامه یابد. با افزایش قیمت کالاها و خدمات، کارگران و سایرین انتظار دارند که این افزایش قیمت با نرخی مشابه در آینده ادامه پیدا کند و برای حفظ استاندارد زندگی خود، خواهان هزینه یا دستمزد بیشتری هستند. افزایش دستمزد آن‌ها منجر به افزایش قیمت تمام شده کالاها و خدمات می‌شود و این حلقه دستمزد و قیمت تا زمانی ادامه پیدا می‌کند که یک عامل، عامل دیگر را تحریک کند.

بررسی انواع تورم یا inflation

تورم خزنده (Creeping Inflation)

تورم خزنده یا خفیف زمانی رخ می‌دهد که سالانه قیمت‌ها ۳ درصد یا کمتر افزایش پیدا کنند. به گفته فدرال رزرو، زمانی که قیمت‌ها ۲ درصد یا کمتر افزایش داشته باشند، به رشد اقتصادی کمک می‌کنند. این نوع تورم خفیف باعث می‌شود مصرف‌کنندگان انتظار داشته باشند که قیمت ها همچنان افزایش یابد که این موضوع در نهایت تقاضا را افزایش می‌دهد.

تورم رونده (Walking Inflation)

این تورم قوی یا مخرب بین ۳ تا ۱۰ درصد در سال است که برای اقتصاد مضر محسوب می‌شود، زیرا رشد اقتصادی را خیلی تحت فشار قرار می‌دهد. در طلا تحت فشار تورم این زمان، مردم بیشتر از نیاز خود خرید می‌کنند تا در آینده مجبور به پرداخت هزینه‌های بیشتر نشوند.

این افزایش خرید باعث می‌شود تقاضا بیش از پیش شود به طوری که تامین‌کنندگان قادر به تامین مازاد نخواهند بود؛ همچنین، دستمزد کافی به قشر کارگر و سایرین تعلق نمی‌گیرد! در نتیجه، با قیمت بالای کالاها و خدمات ضروری، اکثر مردم دسترسی خود به کالاهای ضروری را از دست می‌دهند.

تورم سواره (Galloping Inflation)

هنگامی که تورم به ۱۰ درصد یا بیشتر برسد، اقتصاد به طور مطلق خراب می‌شود. پول آنقدر سریع ارزش خود را از دست می‌دهد که کسب‌وکارها و کارمندان نمی‌توانند با هزینه‌ها و قیمت‌ها سازگاری داشته باشند.

سرمایه‌گذاران، از سرمایه‌گذاری در آن کشور خودداری می‌کنند و دارایی خود را خارج می‌کنند. اقتصاد بی‌ثبات می‌شود و مسئولان دولت اعتبار خود را از دست می‌دهند. بهتر است از وقوع تورم سواره به هر قیمتی جلوگیری کرد.

ابر تورم (Hyperinflation)

ابر تورم زمانی رخ می‌دهد که قیمت‌ها بیش از ۵۰ درصد در ماه افزایش پیدا کنند که امری بسیار نادر است! در واقع، بیشتر نمونه‌های ابر تورم زمانی اتفاق می‌افتند که دولت‌ها برای پرداخت هزینه‌های جنگ پول چاپ کنند. نمونه‌هایی از ابر تورم در تاریخ عبارتند از: آلمان در دهه ۱۹۲۰، زیمبابوه در دهه ۲۰۰۰ و ونزوئلا در دهه ۲۰۱۰.

رکود تورمی (Stagflation)

زمانی که رشد اقتصادی راکد باشد اما همچنان افزایش قیمت وجود داشته باشد یعنی رکود تورمی ایجاد شده است؛ اگرچه این ترکیب متناقض به نظر می‌رسد! اما چرا وقتی تقاضای کافی برای تقویت رشد اقتصادی وجود ندارد، قیمت ها افزایش می‌یابد؟

بهترین مثال برای این پدیده در دهه ۱۹۷۰ زمانی که ایالات متحده استاندارد طلا را کنار گذاشت، اتفاق افتاد. هنگامی که دلار دیگر به طلا وابسته نبود، ارزش آن به شدت کاهش یافت. در همین زمان قیمت طلا نیز به شدت افزایش یافت.

انواع تورم

چرا امروز تورم بالا است؟

دو دلیل اصلی برای تورم بالا طی چند سال اخیر وجود دارد:

قرنطینه‌های تحمیلی دولت‌ها

زمانی که بیماری کرونا شیوع سراسری پیدا کرد، شدیدترین اقدام دولت‌ها برای مبارزه با آن اعمال قرنطینه بود. درست است که از لحاظ پزشکی به نفع همه بود اما نمی‌توان انکار کرد که قرنطینه‌ها آسیب پایداری به اقتصاد وارد کرد.

اقتصاد جهانی پیش از شیوع Covid-19 در وضعیت خوبی نبود و این محدودیت‌ها باعث تشدید و تسریع مشکلات موجود شد. با تعطیل شدن اقتصادهای جهان، تولیدکنندگان مواد خام تولید خود را کاهش دادند، شرکت‌ها نیروها را تعدیل کردند، تولید کالا در کارخانه‌ها متوقف شد و در نتیجه تمام این‌ها زنجیره تامین مختل شد.

این برای این اقتصاد جهان بد تمام شد؛ زیرا زمانی که اقتصادها پس از چند ماه دوباره شروع به کار کردند، برخی موارد ناخوشایند آشکار شد:

  • کمبود مواد اولیه
  • کمبود منابع انسانی
  • برخی تولیدکنندگان نابود شدند و برخی دیگر نتوانستند این شکاف را پر کنند.
  • زنجیره تامین شکسته شد و قابل ترمیم نبود!

این موارد تولید و توسعه کالا را بسیار دشوار کرد که شکست بدی را به اقتصاد جهان وارد کرد. گاهی شکست و آسیب در یک مکان باعث شکست در قسمت‌های دیگر می‌شود و پس از شروع، کنترل و متوقف کردن آن روند بسیار دشوار است. در نهایت آنچه پس از قرنطینه‌ها به آن رسیدیم افزایش قیمت کالاها و خدمات بود.

چاپ نامحدود پول

دلیل دوم تورم بالایی که امروز شاهد آن هستیم، چاپ پول نامحدود از سمت دولت‌ها است! اما چرا اینکار را می‌کنند؟ خلاصه بگوییم: کمبود انرژی ارزان. همان‌طور که گفتیم با شروع بحران کرونا، تولید مواد خام کاهش یافت؛ در مورد تولید انرژی نیز چنین موردی صدق می‌کند. به طور ساده: استخراج نفت و گاز آنقدر زیاد بوده که اکنون سوخت فسیلی زیادی باقی نمانده و این مورد باعث گران شدن و کمبود انرژی شده است. زمانی که هزینه‌های انرژی افزایش می‌یابد، قیمت هرچیز دیگری نیز افزایش پیدا می‌کند؛ به این دلیل که ما برای اداره امور زندگی به نفت، گاز و ذغال سنگ (که ۸۰ درصد انرژی جهانی را تشکیل می‌دهند) نیاز داریم؛ حال زمانی که انرژی ارزان در دسترس نباشد، رشد اقتصادی راکد می‌شود.

راهکار کشورها برای مقابله با مشکلات تورم

دولت‌ها با چاپ نامحدود پول سعی کردند با رشد از بین رفته مبارزه کنند و اقتصاد را تحریک کنند؛ وام‌های ارزان به خانوارها و کسب‌وکارها ارائه دادند، مبالغ زیادی دلار، یورو، ین و… چاپ کردند و باعث ایجاد مشکلات جدید شدند! چون اقتصادهای در حال رکود نمی‌توانند تمام پول تازه را جذب کنند و حباب مالی طلا تحت فشار تورم در همه جا شکل گرفت. به طور دقیق آنچه امروز شاهد آن هستیم، یک رکود تورمی است.

تاثیر تورم بر بازارهای مالی

در ادامه تاثیر تورم بر بازار سهام و ارز دیجیتال را بررسی خواهیم کرد:

بازار سهام

پژوهشگران اقتصادی رابطه بین تورم و سهام را با توجه به ساختار اقتصادی متفاوت هر کشور نتوانستند به درستی کشف کنند. برخی این رابطه را منفی، برخی مثبت و برخی دیگر فاقد ارتباط می‌دانند.

تورم همیشه بد نیست و می‌تواند گاهی مفید باشد. تحلیلگران می‌گویند تورم خفیف عموما خوب است؛ زیرا اقتصاد در حال رشد را نشان می‌دهد؛ همچنین بر اساس تحقیقات و آمار گفته‌اند بالاترین بازدهی واقعی در سهام زمانی رخ می‌دهد که نرخ تورم بین ۲ تا ۳ درصد باشد.

به طور کلی می‌توان گفت خرید سهام در بلند مدت روش خوبی برای جلوگیری از بی‌ارزش شدن دارایی است، اما در کوتاه مدت ممکن است نوسانات تورم باعث کاهش قیمت سهام شود.

بازار ارزهای دیجیتال

تورم در بازار ارزهای دیجیتال آنطور که بر بازار سهام تاثیر می‌گذارد، تاثیرگذار نیست؛ با توجه به اینکه ارزهای دیجیتال عرضه محدود و ثابتی دارند، باعث می‌شود در برابر تورم مقاومت کنند؛ به عنوان مثال، عرضه معروف‌ترین ارز دیجیتال یعنی بیت کوین حدود ۲۱ میلیون توکن است و این ویژگی در بلند مدت باعث افزایش قیمت این ارز دیجیتال می‌شود.

تاثیر تورم بر ارزهای دیجیتالل

اما همه ارزهای دیجیتال مانند بیت کوین نیستند؛ به عنوان مثال دسته‌ای از توکن‌ها به نام استیبل کوین بین سرمایه‌گذاران بسیار محبوب هستند. اما برخی از این استیبل کوین‌ها با پشتوانه فیات هستند که در صورت سرمایه‌گذاری روی این ارزهای دیجیتال، سرمایه شما تحت تاثیر تورم قرار خواهد گرفت و ممکن است ارزش سرمایه شما کاهش یابد؛ زیرا ارز پشتوانه آن ارزش خود را از دست داده است.

چه راه‌حل هایی پیش روی سرمایه‌گذران وجود دارد؟

اکنون با دانستن تمام این موارد، سرمایه‌گذاران برای حفظ ارزش سرمایه خود چه باید بکنند؟ آیا راه حلی وجود دارد؟ در پاسخ به این سوال باید بگوییم بله. راه حل‌های هستند که شما بتوانید ارزش دارایی و سرمایه خود را حفظ کنید که در ادامه خواهیم گفت:

رمزارزها به خصوص بیت کوین

ارزهای دیجیتال و سرمایه‌گذاری بر روی بیت کوین یکی از بهترین روش‌ها برای جلوگیری از کاهش ارزش سرمایه شما است؛ به طور کی می‌توان گفت ارزهای دیجیتال یک محافظ خوب برای سرمایه شما در برابر تورم هستند. این محافظ تنها در صورتی می‌تواند برای شما مفید واقع شود که درباره آن اطلاعات کافی داشته باشید و زمان درست سرمایه‌گذاری در این بازار را بشناسید.

طلا و فلزات گران‌بها

طلا یا فلزات گران‌بها را به عنوان یک سرمایه‌گذاری خوب در تورم یا بحران‌های اقتصادی می‌شناسند. با گذشت زمان و طی دو دهه گذشته قیمت طلا سه برابر شد و این نشان می‌دهد که اگر می‌خواهد از طلا و سایر فلزات گران‌بها برای سرمایه‌گذاری استفاده کنید، باید چشم‌انداز بلند مدت داشته باشید.

زمین و املاک

زمین و املاک نیز مانند طلا برای سرمایه‌گذاری بلند مدت می‌توانند مفید باشند؛ اگر می‌خواهید در این بخش سرمایه‌گذاری کنید باید مکان درستی را انتخاب کنید تا در آینده بتوانید سود خوبی از آن دریافت کنید.

سخن نهایی

درصدی از تورم در جامعه می‌تواند برای رشد اقتصاد مفید باشد اما اگر از کنترل خارج شود، ممکن است اثرات زیان باری برای جامعه داشته باشد؛ معمولا قشر متوسط و کم‌درآمد جامعه در تورم بیشترین آسیب را می‌بینند.

هنگام تورم سعی کنید دارایی خود را از نقدینگی خارج کنید و برای حفظ ارزش آن، در بازار ارزهای دیجیتال، طلا و زمین سرمایه‌گذاری کنید. توجه داشته باشید که سرمایه‌گذاری بدون دانش و اطلاعات کافی از بازار مورد نظر، نه تنها ارزش سرمایه شما را حفظ می‌کند، بلکه ممکن است به دارایی شما آسیب وارد کند. شما در زمان تورم برای حفظ ارزش سرمایه خود چه می‌کنید؟

Finaxer

بهای معاملات طلا روز چهارشنبه برای دومین روز متوالی با کاهش بسته شد و برای نخستین بار در هفته جاری، در پایین مرز مهم ۱۸۰۰ دلار ایستاد.

به گزارش خبرگزاری ها، اونس طلا برای تحویل در آوریل در معاملات بازار نیوورک با هشت دلار معادل ۰.۴ درصد کاهش، در ۱۷۹۷ دلار و ۹۰ سنت بسته شد. طلا روز سه شنبه ۰.۱ درصد کاهش داشت اما روز دوشنبه ۱.۷ درصد صعود کرده بود.

مت اورتون، مدیر و متخصص پورتفولیو در شرکت کاریلون تاور ادوایزرز اظهار کرد: بازده اوراق خزانه آمریکا به بالاترین حد در حدود یک سال اخیر رشد کرده است که نشان می دهد بازار تمایل دارد داستان احیای اقتصادی را بپذیرد و این امر قیمت طلا را تحت فشار کاهشی قرار داده است.

وی در ادامه افزود: جروم پاول، رییس بانک مرکزی آمریکا رشد اخیر بازده اوراق قرضه را نشانه مطلوبی از انتظارات اقتصادی برآورد کرده و نگرانیهای تورمی ناشی از سیاست مالی آمریکا را کم اهمیت شمرده است. این خوش بینی به احیای اقتصادی به همراه انتظارات برای تورم نسبتا بی ضرر، به منزله مانع بزرگی برای صعود قیمت طلاست.

بازده اوراق خزانه ۱۰ ساله آمریکا روز چهارشنبه به ۱.۴۲۹ درصد رشد کرد و سرمایه گذاران را واداشت درباره مزیت نگهداری طلا که دارایی بدون بازدهی است، تجدیدنظر کنند.

طلا به ۱۳۱۹ دلار و ۹۳ سنت رسید

قیمت هر اونس طلا امروز با ۰.۲۴ درصد کاهش به ۱۳۱۹ دلار و ۹۳ سنت رسید. در حالی که سرمایه گذاران در انتظار انتشار آمارهای قیمت مصرف‌کننده در آمریکا هستند تا چشم‌انداز بهتری از میزان تورم در آمریکا و موضع فدرال رزرو در مورد افزایش نرخ بهره داشته باشند، قیمت طلا امروز به‌دلیل تقویت ارزش دلار کاهش یافت.

طلا به ۱۳۱۹ دلار و ۹۳ سنت رسید

به گزارش ایران خبر،بر اساس این گزارش، قیمت هر اونس طلا امروز با 0.24 درصد کاهش به 1319 دلار و 93 سنت رسید. قیمت هر اونس طلای آمریکا نیز امروز 0.03 درصد افت داشت و به 1320 دلار و 40 سنت رسید.

شاخص دلار آمریکا، در برابر سبد ارزهای معتبر جهانی، امروز با 0.1 درصد افزایش به 89.977 رسید.

انتظار می‌رود دولت آمریکا امروز آمارهای مربوط به شاخص قیمت مصرف‌کننده را که یک آمار مهم و مورد توجه است منتشر نماید. متوسط نظرات اقتصاددانان شرکت‌کننده در نظرسنجی رویترز نشان می‌دهد که نرخ تورم سالانه در ماه فوریه 1.8 درصد بوده یعنی نسبت به ماه ژانویه تغییری نداشته است.

تورم بالاتر می‌تواند موجب تقویت احتمال 4 نوبت افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو آمریکا به‌جای 3 نوبت شود. هرچه نرخ بهره در آمریکا بالاتر برود، هزینه فرصت سرمایه گذاری در بازار طلا نیز بالاتر خواهد رفت.

ریچارد ژو، تحلیلگر بازار طلا گفت، هرگونه نتیجه‌ای مافوق انتظار از آمارهای شاخص قیمت مصرف‌کننده طلا را تحت فشار قرار خواهد داد.

وی پیش‌بینی کرد که قیمت طلا طی امسال نوسان محدودی را شاهد باشد، هرچند که کند شدن رشد اقتصادی چین موجب تقویت قیمت طلا خواهد شد.

در ماه فوریه، رشد بخش تولید آمریکا به پایین‌ترین رقم طی یک سال و نیم گذشته رسید و نگرانی‌ها نسبت به کند شدن بیشتر رشد اقتصادی این کشور در سال جاری را تشدید کرد.

برتون وودز؛ هر آنچه باید درباره این توافق بدانید

برتون وودز؛ هر آنچه باید درباره این توافق بدانید

برتون وودز (Bretton Woods) توافقی است که در سال ۱۹۴۴ میان کشورهای بزرگ جهان امضا و به موجب آن دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی به رسمیت شناخته شد. این توافقنامه، یک سیستم جدید پولی جهانی را پایه‌گذاری و دلار را به عنوان ارز جهانی جایگزین استاندارد طلا کرد و به این ترتیب، جایگاه آمریکا به عنوان قدرت غالب در عرصه اقتصاد جهان تثبیت شد.

با امضای توافقنامه برتون وودز، ضمن به رسمیت شناخته شدن طلا تحت فشار تورم دلار به عنوان ارز ذخیره اصلی جهان، دو بانک جهانی (World Bank) و صندوق بین‌المللی پول (IMF) هم ایجاد شدند. این دو، سازمان‌هایی با حمایت ایالات متحده بودند که جهت نظارت بر این سیستم جدید پایه‌گذاری شدند. در این مطلب با کمک مقاله‌ای از وب‌سایت «دِبالانس» چگونگی شکل‌گیری و سپس فروپاشی توافق برتون وودز را توضیح می‌دهیم.

برتون وودز چیست؟

بیش از هفتصد نماینده از ۴۴ کشور جهان در اواخر جنگ جهانی دوم و در بيست و دوم جولای سال ۱۹۴۴ (۳۱ تیر ۱۳۲۳)، در محلی به نام برتون وودز در ایالت «نیوهمپشایر» (New Hampshire) آمریکا گرد هم آمدند تا یک نظام پولی جدید را شکل دهند. در واقع، نمایندگان از کشورهای تحت حمایت متفقین جنگ جهانی دوم به برتون وودز آمدند تا برای مشکلات اقتصادی خود راه‌حلی پیدا کنند. متفقین کشورهایی بودند که در جنگ جهانی دوم علیه متحدین (آلمان، ایتالیا و ژاپن) جنگیدند. آمریکا، روسیه و بریتانیا مهم‌ترین کشورهای عضو متفقین بودند، اما کشورهای دیگری به این سه کشور کمک می‌کردند.

نتیجه‌ امضای این توافقنامه، به طور خلاصه به این شرح بود:

تمام کشورهای امضاکننده‌ توافق‌ برتون وودز، به جای طلا دلار ذخیره کنند و آمریکا به میزان دلارهای صادرشده، در خزانه خود‌ طلا نگهداری کند. بانک‌های مرکزیِ کشورهای امضاکننده توافق‌ برتون وودز می‌توانستند هر وقت که اراده کنند، ذخاير دلار خود را با مراجعه به بانک مرکزی (فدرال رزرو) آمريکا به طلا تبدیل کنند. آمريکا، با تکيه بر اين تعهد، در عمل به تنها ضامن نظام پولی بين‌المللی بدل شد. براساس این توافق‌، بانک‌های مرکزی کشورها متعهد می‌شدند که نرخ تبادل را بین ارز رایج خود و دلار آمریکا ثابت نگه ‌دارند. اگر ارزش پول یک کشور نسبت به دلار ضعیف می‌شد، آن‌گاه بانک مرکزی به خرید گسترده‌ آن ارز در بازار رو می‌آورد. چنین خریدی باعث کاهش عرضه آن ارز و در نتیجه افزایش قیمتش می‌شود. اگر قیمت ارز خیلی بالا می‌رفت، بانک مرکزی به چاپ طلا تحت فشار تورم بیشتر آن روی می‌آورد؛ چراکه این امر باعث افزایش عرضه و در نتیجه کاهش قیمت ارز موردنظر می‌شود. این روش، یک سیاست پولی است که اغلب توسط بانک‌های مرکزی برای کنترل تورم استفاده می‌شد.

سیستم برتون ‌وودز و توافق‌نامه ۱۹۴۴؛ چگونه برتون ‌وودز نظم نوین جهانی را معرفی کرد

کنفرانس برتون وودز

اعضای سیستم برتون ‌وودز توافق کردند که از جنگ‌های تجاری بین خود اجتناب کنند. به‌عنوان مثال، قرار شد که از پایین آوردن شدید قیمت ارزهای خود جهت افزایش تجارت استفاده نکنند. البته آن‌ها می‌توانستند که تحت شرایط خاصی، بازار ارزهای خود را قانون‌گذاری کنند. به‌عنوان مثال، اگر یک سرمایه‌گذاریِ مستقیم خارجی شروع به بی‌ثبات کردن اقتصادِ یک کشور می‌کرد، آنها می‌توانستند در برابر این مسئله اقدامات مقتضی را انجام دهند. آن‌ها همچنین می‌توانستند برای بازسازی‌های پس از جنگ، ارزش ارز خود را بازتنظیم کنند.

جایگزینی استاندارد طلا

پیش از برتون ‌وودز، اکثر کشورها از استاندارد طلا پیروی می‌کردند. به این معنی که هر کشوری تضمین می‌کرد ارز خود را به اندازه‌ی پشتوانه‌ی طلای موجود در خزانه‌اش صادر کند. اما پس از برتون وودز، اعضا موافقت كردند كه ارز خود را نسبت به دلار آمریکا بسنجند، نه طلا. اما همچنان به نوعی استاندارد طلا برقرار بود.

اما چرا دلار؟ ایالات ‌متحده سه‌چهارم از عرضه طلا در جهان را در اختیار خود داشت. هیچ ارز دیگری به اندازه‌ کافی از پشتوانه طلا برخوردار نبود تا این مقدار از طلا را به عنوان جایگزین برگرداند. در آن زمان ارزش هر دلار ۱/۳۵ اونس طلا بود و بر همین اساس می‌شد ذخایر ارزی را نسبت به دلار کنترل کرد. برتون‌ وودز کاری کرد تا کشورها به آرامی از استاندارد طلا به استاندارد دلار آمریكا کوچ کنند.

حالا دلار جایگزین طلا شده بود. در نتیجه، ارزش دلار نسبت به سایر ارزها افزایش یافت. این امر تقاضای بیشتری برای دلار ایجاد کرد؛ هرچند ارزش دلار در برابر طلا یکسان باقی ‌مانده بود. همین تقاضا، بذر فروپاشی سیستم برتون‌ وودز را در سه دهه بعد کاشت.

چرا این توافق لازم بود؟

تا مدت‌ها کشورهای جهان از استاندارد طلا بهره می‌بردند. شروع جنگ جهانی اول باعث شد تا کشورها برای تأمین هزینه‌ها کم و بیش این استاندارد را نقض کنند. در طول جنگ جهانی اول، عمل نکردن کشورها به استاندارد طلا باعث افزایش بیش‌ از‌ حد تورم شد، زیرا عرضه پول تقاضا را تحت‌ تأثیر قرار داده بود. پس از جنگ، کشورها به امنیتی که در سایه‌ استاندارد طلا وجود داشت، بازگشتند. ابَرتورم باعث شد ارزش پول به حدی سقوط کند که گاهی، مردم فقط برای خرید یک قرص نان به یک چرخ‌دستی پر از پول نیاز داشتند.

همه چیز خوب پیش می‌رفت تا زمانی که «رکود بزرگ» از راه رسید. پس از سقوط بازار سهام آمریکا در سال ۱۹۲۹، سرمایه‌گذاران به تجارت کالاها روی آوردند. این باعث افزایش قیمت طلا شد و در نتیجه مردم شروع طلا تحت فشار تورم به تبدیل دلارهای خود به طلا کردند. فدرال رزرو با افزایش نرخ بهره و حمایت از ذخیره طلای کشور، اوضاع را بدتر کرد.

سیستم برتون وودز باعث شد کشورها انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به پیروی دقیق از استاندارد طلا داشته باشند. این توافق همچنین شرایطی را فراهم کرد که در آن، نوسانات اقتصادی کمتری نسبت به یک سیستم ارزی بدون هیچ‌گونه استانداردی تجربه می‌شد. هر یک از کشورهای عضو می‌توانستند در صورت لزوم، برای اصلاح «عدم توازن اساسی» در خزانه خود، ارزش ارز خود را تغییر دهد.

نقش صندوق بین‌المللی پول و بانک جهانی

همزمان با امضای موافقت‌نامه‌ برتون وودز، کشورهای شرکت‌کننده در کنفرانس دو نهاد جهانی را ایجاد کردند؛ صندوق بين‌المللی پول و بانک جهانی. نهاد اول می‌بايست نقش سرپرست را در نظام پولی جدید بر عهده می‌گرفت و از راه نظارت بر رابطه ميان پول‌ها و اعطای کمک به کشورهای گرفتار مشکل، مانع از آن می‌شد که نظام پولی به آشفتگی کشیده شود. اما بانک جهانی وظيفه داشت با اعطای اعتبار‌های آسان به بازسازی کشورهای آسيب‌ديده از جنگ کمک کند. با توجه به موقعيت مالی ايالات متحده در آن زمان، ترديدی نبود که اين کشور در هر دو نهاد جايگاهی بسيار نيرومند يافت. بنابراین، کشورهای زیادی شروع به ذخیره کردن دلار آمریکا کردند که باعث قدرتمندی مطلق ایالات متحده شد.

سیستم برتون وودز بدون صندوق بین‌المللی پول نمی‌توانست به درستی کار کند. کشورهای عضو به آن احتیاج داشتند تا از کاهش ارزش ارز ملی‌ خود جلوگیری کنند. آن‌ها به نوعی بانک مرکزی جهانی احتیاج داشتند تا در صورت نیاز به تنظیم ارزش ارز خود و در شرایطی که توانایی لازم برای تأمین بودجه موردنظر برای این کار را نداشته باشند، بتوانند از آن‌ بانک وام دریافت کنند؛ در غیر این صورت، آنها فقط با موانع تجاری روبه‌رو می‌شدند یا مجبور می‌شدند نرخ بهره را بالا ببرند.

کشورهای عضو برتون‌ وودز تصمیم گرفتند به صندوق بین المللی پول قدرت یک بانک مرکزی جهانی را نبخشند؛ اما در عوض توافق کردند تا با طلا و ارزهای ملی به صندوق بین‌المللی پول کمک مالی کنند. سپس هر کشور عضو سیستم برتون‌ وودز این حق را پیدا می‌کرد آن مقدار را که نیاز دارد، با محدودیت نسبتِ مشارکتش در صندوق، به عنوان وام دریافت کند. صندوق بین‌المللی پول همچنین مسئول اجرای توافق برتون‌ وودز بود. بنابراین، به یاد داشته باشید که صندوق بین‌المللی پول برای چاپ پول و تأثیرگذاری بر اقتصادها با سیاست‌های پولی پایه‌گذاری نشده است.

بانک جهانی نیز برخلاف اسمش، بانک مرکزی جهان نبوده و نیست. در زمان توافق برتون ‌وودز، بانک جهانی درواقع به منظور تأمین وام برای کشورهای اروپایی ویران‌شده در جنگ جهانی دوم تشکیل شد. هم‌اکنون، هدف بانک جهانی اعطای وام به پروژه‌های توسعه اقتصادی در کشورهای دارای بازار نوظهور است.

فروپاشی سیستم برتون وودز

در سال ۱۹۷۱، ایالات متحده از یک رکود تورمی (stagflation) گسترده رنج می‌برد. رکود تورمی ترکیبی از تورم و رکود اقتصادی است که باعث بیکاری و رشد اقتصادی منفی می‌شود.

رئیس جمهور وقت، ریچارد نیکسون، در پاسخ به کاهش خطرناک ارزش ناشی از وجود مقادیر بیش از حد ارز در حال گردش، ارزش دلار آمریکا در برابر طلا را کاهش داد. او ارزش دلار را به ۱/۳۸ اونس طلا و سپس به ۱/۴۲ اونس رساند.

سیستم برتون ‌وودز و توافق‌نامه ۱۹۴۴؛ چگونه برتون ‌وودز نظم نوین جهانی را معرفی کرد

لحظه لغو استاندارد طلا توسط ریچارد نیکسون

طرح کاهش ارزش پول نتیجه عکس داد. این مسئله باعث هجوم مردم به سمت ذخایر طلای آمریکا در فورت ناکس (Fort Knox) برای تبدیل دلارها به طلا شد؛ دلارهایی که به سرعت ارزش خود را از دست می‌دادند. فورت ‌ناکس یکی از پایگاه‌های ارتش آمریکا در ایالت کنتاکی است. این پایگاه علاوه بر کاربردهای نظامی، محل نگه‌داری ذخایر طلای ایالات متحده است که در حال حاضر بیش از ۴,۷۰۰ تن طلا در این پایگاه موجود است.

عمر نظام پولی برتون وودز به سی سال نکشید. در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی، محدودیت‌های سیستم برتون وودز (که مستقیماً روی فدرال رزرو فشار وارد می‌کرد) آن را برای آمریکا غیر قابل تحمل کرد. این کشور که از هزینه‌های جنگ ویتنام می‌‌نالید و در رقابت با تولیدات خارجی ارزان‌تر ناتوان بود، نتوانست بین ورود کافی ارز خارجی و پرکردن دوباره ذخایر طلای خود تعادل برقرار کند. از سوی دیگر، کشورهایی مانند فرانسه که تقاضای دریافت طلا در قبال دلارهایشان را داشتند، موجب شدند تا ذخایر طلای آمریکا رو به اتمام برود.

تمام این عوامل در نهایت موجب شد که در ۱۵ آگوست سال ۱۹۷۱ (۲۴ مرداد طلا تحت فشار تورم ۱۳۵۰)، نیکسون در تصمیمی ناگهانی که به «شوک نیکسون» مشهور شد، امکان دریافت طلا در ازای دلار را لغو کند. بدون کنترل قیمت، طلا به سرعت به ۱۲۰ دلار در هر اونس در بازار آزاد رسید. تا پایان دهه ۱۹۷۰، تمام کشورها ارزهای خود را شناور کردند و این اتفاق پایانی بر سیستم برتون وودز بود. در حال حاضر، قیمت طلا به بیش از ۱,۷۰۰ دلار رسیده است.

پس از فروپاشی این توافق، استاندارد طلا عملاً نقض شد، اما وابستگی کشورها به دلار آمریکا همچنان پابرجا است.

سخن پایانی

توافق برتون وودز باعث شد کشورها دلار را به عنوان پشتوانه ارزهای خود انتخاب کنند. به نوبه خود، طلا نیز پشتوانه‌ی دلار شد و به این ترتیب، ایالات متحده بر اقتصاد جهانی مسلط شد. آمریکا تنها کشوری بود که می‌توانست ارزی را چاپ کند که در سراسر دنیا مقبول بود و کشورها نیز انعطاف‌پذیری بیشتری نسبت به استاندارد طلای قدیمی داشتند. وقتی‌ که این توافق از بین رفت و ارتباط بین دلار و قیمت طلا قطع شد، دلار تبدیل به استاندارد پولی و پشتوانه‌ای برای سایر ارزها شد.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.